X
تبلیغات
روستای منصورآباد دشتروم

روستای منصورآباد دشتروم
روستای منصورآباد=سراب خمزان 
قالب وبلاگ
لینک های مفید
به پیرزن گفته بودند:

هر چهار تا پسرت...

گفته بود:

همه فدای یک تار موی حسین(ع)...


السلام علیک یا ام العباس...

السلام علیکِ یا زوجة وصی رسول الله

السلام علیکِ یا عزیزة الزهراء...

السلام علیک یا ام البنین...

در شایستگی و مقام تو، همین بس که همسر امیر مومنان بودی و هم عزیز زهرا(س).

و درود بر مادری که فرزندانش، در طوفان کربلا، جملگی سپر جان شدند برای حضرت عشق...


برچسب‌ها: حضرت ام البنین, ام العباس, مادر چهار شهید و همسر معصوم
[ سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393 ] [ 0:11 قبل از ظهر ] [ محمدجواد كاظمي ]

تقدیم به حضرت بهشت


بـــــــاران بهانه ای بود برای با هم بودن

که تا انتهای کوچه را، 

در زیر چتــــــر،

همــــــــراه تو باشم...

کــــــااااااش نه بــــــــاران تمامی داشت، نه کوچـــــــه...

[ یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1392 ] [ 10:4 بعد از ظهر ] [ محمدجواد كاظمي ]

تقدیم به حسن عزیز ؛

در دلتنگی نگاه هایی که نیستند... 


به یاد تک تک رفته گان...

 1) رشد و تعالی همیشه به حرکت علی الدوام و خسته کننده نیست 

که گاه رشد و سعادت، در نشستن است

در ایستادن است و

در توقف... !!

 

2) در تعالی وجود، گاه باید خود را رها کرد و مصروف غیر شد

باید از خود زد و به حساب دیگران ریخت

چه بسا که ... نه ... نه... به قطع که ایگونه موجودی تو بیشتر هم خواهد شد....

 

3) امسال هم رو به اتمام و حساب مان اما شاید که ته کشیده، 

شاید متضرر شده و خسارت دیده باشیم

وجودمان را می گویم...

و هر کس بهتر به وضع و حالش مطلع است...

 

4) مناسبت آخر امسال، فرصت گرانقدری است

ایام فاطمیه اول و 

البته پنج شنبه آخر سال...

 

5) یادمان نرفته

فراموشمان نخواهد نشد

خوبی، مهربانی و بزرگی اموات_بخوانید احیاءُ عند ربهم-

 

6) به هر حال...

گاه برای رشد بذر وجودمان

لحظاتی هم اگر شده

باید توقف کرد

و اندکی ایستاد  

در همین حوالی

همین آرامگاه روستا

تا که قدری به یمن آنها،

بر حساب وجود خودمان(!) بیفزاییم...

از حیاتشان، مگر کم بهره برده ایم که مماتشان برایمان برکت نباشد!!

اگر این گونه نیست، بی شک اشکال از خود ماست و

لاجرم باید فکری به حال خودمان کنیم....


پیشنهاد :مطالب و عکس نوشت های مرتبط با موضوع مذکور را در دیگر صفحات همین وبلاگ  از  اینجا و  اینجا  ببینید.

ضمناْ از اینجا نیز می توانید روایات مرتبطی را ملاحظه فرمایید.


برچسب‌ها: اموات, قبرستان, آخرین روزهای سال, فاطمیه
[ شنبه هفدهم اسفند 1392 ] [ 4:26 بعد از ظهر ] [ محمدجواد كاظمي ]
یه لره میشه دکتر ملک حسینی تنها پزشک جراح پیوند کبد درآسیا.

میشه قیصر امین پور شاعر بزرگ ایرانی.

میشه احسان کامرانی مخترع قرنیه مصنوعی چشم.

میشه حسین پناهی که درخاطره همه ایرانیان تا ابد باقی می ماند.

و...._( در ادامه مطلب ببینید )

 و یه روز همه ی اینان میشوند سوژه خنده "هم وطنان خودشون"

به امید روزی که به همدیگر درهر پوشش وقومیت ومذهبی احترام بگذاریم.


ادامه مطلب
[ یکشنبه یازدهم اسفند 1392 ] [ 12:17 بعد از ظهر ] [ سعادت کاظم زاده ]
به نام خدای بزرگ

ﭘﺴﺮ 16 ﺳﺎﻟﻪ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﻣﺎﻣﺎﻥﺑﺮﺍﯼﺗﻮﻟﺪ18 ﺳﺎﻟﮕﯿﻢ چی کادو ﻣﯿﮕﯿﺮﯼ؟

ﻣﺎﺩﺭ: ﭘﺴﺮﻡ ﻫﻨﻮﺯ ﺧﯿﻠﯽ ﻣﻮﻧﺪﻩ
ﭘﺴﺮ 17ﺳﺎﻟﻪ ﺷﺪ. ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺣﺎﻟﺶ ﺑﺪ ﺷﺪ،ﻣﺎﺩﺭ ﺍﻭ ﺭﺍﺑﻪ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﺩﺍﺩ،ﺩﮐﺘﺮﮔﻔﺖﭘﺴﺮﺕﺑﯿﻤﺎﺭی قلبی ﺩﺍﺭﻩ .
ﭘﺴﺮ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﻣﺎمان ﻣﻦﻣﯿﻤﯿﺮﻡ ...؟ ! ﻣﺎﺩﺭ ﻓﻘﻂ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩ .
ﭘﺴﺮ ﺗﺤﺖ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺑﻮﺩ، ﻫﻤﮥ ﻓﺎﻣﯿﻞ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮﻟﺪ 18 ﺳﺎﻟﮕﯽِ ﺍﺵ ﺗﺪﺍﺭﮎ ﺩﯾﺪﻧﺪ
ﻭﻗﺘﯽ ﭘﺴﺮ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺁﻣﺪ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻧﺎﻣﻪ ﺍﯼ ﮐﻪﺭﻭﯼ ﺗﺨﺘﺶ ﺑﻮﺩ ﺷﺪ ...
ﭘﺴﺮﻡ ؛ 
ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻦ ﻧﺎﻣﻪ ﺭﺍ ﻣﯿﺨﻮﺍﻧﯽﯾﻌﻨﯽ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﻋﺎﻟﯽ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺷﺪﻩ
ﯾﺎﺩﺗﻪ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﭘﺮﺳﯿﺪﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮﻟﺪﺕ ﭼﯽ ﮐﺎﺩﻭﻣﯿﺨﻮﺍﯼ؟
ﻭ ﻣﻦ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﺴﺘﻢ ﭼﻪ ﺟﻮﺍﺑﯽ ﺑﺪﻡ !
ﻣﻦ ﻗﻠﺒﻢ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺩﺍﺩﻡ،ﺍﺯﺵ ﻣﺮﺍﻗﺒﺖ ﮐﻦﻭ ﺗﻮﻟﺪﺕ ﻣﺒﺎﺭﮎ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﺗﻮ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﺍﺯ ﻗﻠﺐِ ﻣﺎﺩﺭﻭ ﻋﺸﻘﺶ ﻧﯿﺴﺖ

 

آبروى اهل دل از خاك پاى مادر است
هر چه دارند این جماعت از دعاى مادر است
آن بهشتى را كه قرآن مى كند توصیف آن
صاحب قرآن بگفتا زیر پاى مادر است


[ دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1392 ] [ 11:2 قبل از ظهر ] [ محسن خلق نیک ]
ماه بهمن-دهه فجرـ۲۲بهمن و...

کلماتی پر از خاطره...باالاخص خاطرات دوران کودکی ومدرسه...

گل کاری کلاسهای مدسه * نقاشی های مربوط به۲۲بهمنی که به دیوارهای کلاسها نقش می بستند * تئاترهایی که درمدرسه اجرا میشد * شب۲۲بهمن وشعله های پرشور وگداز آتش وهزار حرف دیگر....همه از تصاویری است که در این ایام در ذهنمان تداعی می شود...

۲۲بهمن:

روز پیروزی انقلاب اسلامی...

روزتولد بعضیا...

روزی که خیابانها و کوچه پس کوچه های روستامون با ته مانده هایی از آتش بازی های شب گذشته نشانگر شور و نشاط شب پیروزی انقلاب بوده...(هرچند اخیرا گوشه وکنار این آتش بازی ها به بلندای گردراز و کوه پازنان هم رسیده... )

آری دهه فجر خاطراتش بیاد ماندنی است!

حال.شما خواننده عزیز بگویید از خاطرات۲۲بهمنی تان....

 

[ پنجشنبه هفدهم بهمن 1392 ] [ 9:48 بعد از ظهر ] [ سعادت کاظم زاده ]
[ شنبه بیست و هشتم دی 1392 ] [ 11:13 قبل از ظهر ] [ محسن خلق نیک ]

* بر اساس برداشتی از خاطرات دوران کودکی و تحصیل در روستا

تقدیم به همه ی هم ولایتی هام. . . بالاخص  حجت، سعادت، حمید، احمد، حسن، وحید، سعید، اقبال، کاظم و  دیگرانی که خاطره شان زیباست و نیک . . . :


 (معلم کلاه به سر، کتاب در دست، در حال قدم زدن در کلاس و قرائت متن درس برای دانش آموزان):

« نَفت... مادّه ای... مهم... و... یکی از... سوخت هایِ... تجدید ناپذیر... است...

تولیداتِ... بسیاری... به نَفت... وابسته... است...

مناطقِ... روستایی... در گرمایشِ... منازل شان...، از... نَفت... استفاده... می کنند...»

 

خَوب... بچه ها! نوشتید یانه؟!

من که از سرما یخ زدم. دیگه کم آوردم. نمی تونم تحمّل کنم! تا همین جا دیکته کافیه؛ ما بابقی بمونه واسه فردا...

 

راستی! تا یادم نرفته بگم...

سرما این چند روزه حسابی استخون سوز شده... وِل کن هم نیست...

گفتم قبلا بهتون،... دوباره هم میگم، سهمیه نَفتِ کلاس روبه اتمامه. دیگه چیزی نداریم... 

همینی هم که امروز ریختیم تو بخاری، از سهمیه ی نَفت کلاس سومی ها بوده... تا همینی هم که هست به آخر نرسیده، گفته باشم!! :

فردا هرکی میاد مدرسه، اول پول نفتشو میاره میذاره رو میز، جلوی من و بعد میشینه رو نیمکتش!

نبینم کسی دست خالی اومده! اون وقته که به زور هم شده از نرده ی پنجره، از کلاس میندازمتون بیرون!!

بعداً نگید نگفتم!!

سهم هر نفر هم پونصد تومن بیشتر نیست!! شنیدید یا نه؟! شنیدید یا دوباره گلوم رو پاره کنم؟!

 

از دست شما! که حرف تو گوشتون نمیره که نمیره!...

 هَیّ بمیرم!! هَیّ...!! آخه خدا! دیگه جا نبود ما رو بفرستن! 

این نه ماهی که از سرباز معلمیم گذشته، همش گرفتاری بوده! اصلاَ ستاره بخت ما همیشه خواب بوده! 

هَی بِخُشکِه این شانس!! هَیّ!!!  ما که شانس نداریم!!...

 

اصلا به دَرَک!!  حالا هَی شما کِشِش بدییییین تا این زمستون هم بدون نَفت، بدون بخاری، بگذره! 

هر کی فردا سهم پولشو آوُرد، که آوُرد... اما.... 

اما من می دونم و اونی که دوباره بهونه بیاره واسه نیاوُردن! نمره انضباطش رو صفر رَد می کنم!!!

هَی حسن! با تو أم ها! آره! باتو أم و با اون بغلیت که خودشو زده کوچه علی چپ!! 

جعفر حواست به من هست یا نه؟! فردا پول نیاری، دَمار از روزگارت در میارم ها!!...

 

یه بار نشد یه حرفی بزنیم و اینا گوش بِدَن! همه چی رو به شوخی میگیرن!! 

من موندم اینا خودشون اصلاً سردشون نمی شه؟! گویی که سرما رو حس نمی کُنَن!!...  

لابد میگید باز هم همون حرفای پارسالیه! ...بااااشه!! من که این بار سر حرفم هستم!

حالا شما بذارید! بذارید اصلاً دَمِ عید که شد و اداره عیدیای هر سالی رو آوُرد، اون وقت نوبت من هم میشه!

وقتی چِشاتون اون کفش و لباسای عیدی رو ندید، تازه متوجه میشید من دروغ گفتم یا شما!!...

خسته شدم دیگه!!

چرا منو نیگاه می کنید؟!

مُوندید چرا ؟!

برید!!

برید دیگه! از سرما یخ زدم!... 

 


نگارش: نیمه دوم 1391

تصحیح و تکمیل: 1392/10/05 


برچسب‌ها: بخاری نفتی, خاطرات, مدرسه, زمستان
[ پنجشنبه نوزدهم دی 1392 ] [ 10:6 قبل از ظهر ] [ محمدجواد كاظمي ]
شیخ دیلمى مى‏ فرماید :
 امام صادق علیه السلام براى اظهار خشوع و خضوع نزد خداى تعالى بر غیر تربت امام حسین علیه السلام سجده نمى‏ کرد .
 منبع : کتاب خاک بهشت به نقل از ارشاد القلوب
امام صادق علیه السلام فرمودند :
 کسى که تسبیح تربت امام حسین علیه السلام را همراه داشته باشد خداوند او را ذاکر و تسبیح کننده محسوب کند ، گر چه با آن ذکر نگوید .
 منبع : کتاب خاک بهشت به نقل از بحار ج 85
امام صادق علیه السلام فرمودند :
 کسى که قبر حسین علیه السلام را زیارت نکند پس از خیر کثیر محروم مانده و از عمرش یک سال کسر مى ‏شود .
 منبع : کتاب کامل الزیارات باب 61 حدیث سوّم
 امام صادق علیه السلام فرمودند :
هر کسى هنگام یاد ما اشک از چشمانش جارى شود خدا آتش را بر صورت او حرام مى‏ کند .
 منبع : کتاب الکسیر العبادات به نقل از کتاب کامل ‏الزیارات
[ سه شنبه چهاردهم آبان 1392 ] [ 8:12 قبل از ظهر ] [ محسن خلق نیک ]

خانه های قدیمی را دوست دارم

چایی همیشه دم است

توی کتری

در خانه همیشه باز است

مهمانی ها دلیل و برهان نمی خواهد

غذاها ساده و خانگی است

بویش نیازی به هود ندارد

عطرش تا هفت خانه می رود

کسی نان خشکه ندارد

نان برکت سفره است


دوستی ها حساب و کتاب ندارد

سلام ها اینقدر معنا ندارد


افسردگی بیماری نایابی است 

خانه های قدیمی را دوست دارم....!



[ سه شنبه سی ام مهر 1392 ] [ 8:30 قبل از ظهر ] [ محسن خلق نیک ]
[ چهارشنبه هفدهم مهر 1392 ] [ 12:11 بعد از ظهر ] [ محسن خلق نیک ]
غزل جونی ، گلم ، حالت چطوره ؟

گلم، حـال تیی کالت چطوره؟

خشی، خوبی، گل مینا بنــوشم ؟

یل بالا بلَی بــــاوینه پوشم

ولات و مردم سروخمزون در چه حـالن

جوونل دیبلالِت در چه حالن ؟

بگ بینم بهـــــار وابییه صحرا

سرو ایگو هنی هم خاله زهرا ؟

هنـــی ساز و نغاره و داوتی هه

من آبـــادی فقیر پاپتی هه؟

هنی هم خهک و خل من مال هسی

هنی سـی باغ ایما او امسال هسی؟

مه اشنوفتوم که لولیل بونه دراردن

وه جاش خاک منه چشمه نهاین

مه اشنوفتوم یه مردی وی مال بالا

حاجی بی نهی جمعیت ایگو ماشالا

همو مردی که یه پاش دم حونی خوا بی

خوش ایکو ورکنیت سر دهسوا بی

هنی هم گپ زنی رسمه یـا ،نه

درختل بو امسال سیب گروته یا ، نه؟

کسی حال کسی نی ایپرسه یـا نه

بگه بینم هنی کاظمی دهیاره یا نه؟

خلیل چطوره تیزه بیلش

هنی هم ایزنه بی تیغ سبیلش؟

برین ادامه مطلب

ادامه مطلب
[ چهارشنبه شانزدهم مرداد 1392 ] [ 0:43 قبل از ظهر ] [ علی الهی خواه ]
غزل جونی! همی دنیا و دینم

عزیز دل! گل بایم شرینم

اگر ایخی بری حرفی نیارم

اما بل تا بگم و روزگارم

اگر بی دل غزل سازی نیاره

اگر عشقم دَ آوازی نیاره

گمون کردی که مهرم سرد ویبو

رفیق عشق تو نامرد ویبو

گمونت بد گمونی بی عزیزم

مو ایخواسم غمَ صحرا نریزم


و هم طاقت نیارم دیرَت ابوم

صدقی بُرگِ مث شمشیرت ابوم

خدا دونه که ماتم رهمَ بهسه

غمِ نونل پتی سر دل نشهسه
  برین ادامه مطلب



ادامه مطلب
[ شنبه بیست و دوم تیر 1392 ] [ 11:38 بعد از ظهر ] [ علی الهی خواه ]
می گویند

هر وقت آب می نوشی

بگو یا حسین(ع)،

این روزها که

آب می بینی و نمی نوشی

آرام بگوی یا اباالفضل(ع)

[ شنبه بیست و دوم تیر 1392 ] [ 10:41 بعد از ظهر ] [ علی الهی خواه ]
 
رمضان ماه خودسازی


ادامه مطلب
[ چهارشنبه نوزدهم تیر 1392 ] [ 2:46 بعد از ظهر ] [ محسن خلق نیک ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

منصورآباد دشتروم،‌ نام روستايي است در حدود 20كيلومتري ياسوج،. منطقه اي كوهستاني در مجاورت كوه پازنان با آب و هوايي سرد. پيش از اين،‌ در نزد اهالي، سرخمزان خوانده مي شد. فرواني چشمه و آب،‌ به قدري بوده كه گويي بر سر آب خيزان مي شده است (سر آب خيزان).
مردماني دارد اهل خدا و باصفا. امرار معاش شان اگر از كشاورزي نباشد،‌ ياسوج مشغول به فعاليت اند.
راه آسفالته،آب،‌برق،‌تلفن،‌گاز،‌مدرسه ابتدايي و راهنمايي،كتابخانه،مسجد،‌خانه عالم و... از جمله امكانات اينجاست.
#اخيرأ‌ دهیاري منصور‌آباد‌ دشتروم، با همكاري مردم روستا، از میان 25 هزار و 700 دهیار کشور در جمع 11 دهیار برتر قرار گرفت، كه بيش از اينها،‌ شايسته ي مردمان اينجاست.
---------------------------------------------
این وبلاگ در جهت ایجاد مکانی مجازی برای بیشتر باهم بودن اهالی روستای منصور آباد و تمامی کسانی که به آن وابستگی دارند ایجاد شده تا بیش تر بشناسیم روستایمان را -بهترینمان را. و اینگونه زمان در چنگ بگیرینم و گاهی نفسی بگیریم از کودکی هایمان.
هر کسی از اهالی روستا قصد هم کاری با ما رو داره میتونه اعلام کنه تا با گرفتن کد کاربری و رمز ورود با اسم خودش بتونه مطالبشو اینجا بذاره.
---------------------------------------------
استفاده از محتواي وبلاگ،‌منوط به ذكر منبع آن، ‌بلامانع است.
---------------------------------------------
دوستان نویسنده ی وبلاگ سلام وخسته نباشید.انصافا از همگی تشکر ویژه دارم.
جهت مدیریت بهتر وبلاگ ذکر چند نکته ضروری است
1-دوستان لطف کنید هیچ نظری را تایید نکنید. تایید نظرات به عهده ی بنده می باشد.در صورت نیاز اگر مخاطب نظر یکی از دیگر نویسندگان باشد شخصا به وی اطلاع خواهم داد تا خود مخاطب نظر تایید یا رد و یا حذف نظر کند
2-هر نویسنده در هر هفته فقط حق گذاشتن دو مطلب را دارد.
3-دوستان توجه کنید که مطالب مناسبتی مثل تبریک اعیاد و...کوتاه باشد. این مطالب بعد از دو هفته توسط بنده حذف خواهد شد مگر در موارد خاص!
4-با توجه به حساسیت کار دوستان تمامی جنبه های احترام به اهالی روستا را نگه دارند.دوستان توجه کنند که اهمیت وارزش کار و سوق به یک سایت همدل نسبت به افزایش بازدید و یا چالشی بودن در اولویت ومرتبه ی بالاتری قرار دارد.
5-دوستان عزیز لطف کنید بدون هماهنگی با بنده اقدام به تعویض قالب وبلاگ و یا گذاشتن هر نوع کدی بر روی وبلاگ نکنند
6-از این به بعد مطالب بلند حتما به صورت ادامه مطلبی گذاشته شوند تا ازدید از سایت راحت تر صورت پذیرد
در پایان از همه دوستان تشکرو قدردانی مجدد می کنم..
لینک های مفید
امکانات وب