روستای منصورآباد دشتروم
روستای منصورآباد=سراب خمزان 
قالب وبلاگ
لینک های مفید

گروه استانها / حوزه کهگیلویه و بویراحمد93/04/15 - 05:34

شماره: 13930414001569

فارس گزارش می‌دهدخبرگزاری فارس: طبیعت بهاری و دل‌انگیز منصورآباد دشتروم + تصاویر

 طبیعت بهاری و دل‌انگیز منصورآباد دشتروم + تصاویر منطقه منصورآباد دشتروم از آن دسته روستاهای بکر و زیبایی است که دل هر رهگذری را به سوی خود می‌کشاند. به گزارش خبرگزاری فارس از یاسوج، استان کهگیلویه و بویراحمد با 26 هزار و 4‚16 کیلومتر مربع وسعت در جنوب‌غربى ایران واقع شده است. این استان از شمال با استان چهارمحال و بختیاری، از جنوب با استان‌هاى فارس و بوشهر، از شرق با استان‌هاى اصفهان و فارس و از غرب با استان خوزستان همسایه است. معروف‌ترین قله آن قامت سر به فلک کشیده دنا با ارتفاع چهار هزار و 409 متر بلندترین نقطه استان و پست‌ترین ناحیه آن لیشتر با ارتفاع 500 متر از سطح دریاست. استان کهگیلویه و بویراحمد سرزمینى کوهستانى و نسبتاً مرتفعى است که کوه‌هاى زاگرس با رشته‌هاى موازى سراسر شمال و شرق و کوه‌هاى سیاه و سفید، خامى‌خائیز و نیل جنوب‌شرقى آن را در بر گرفته‌ است. از بزرگترین شهرستان‌های کهگیلویه و بویراحمد شهرستان بویراحمد است که بخش مرکزی آن بیشترین روستاها را در خود جای داده و روستای دشتروم با وسعتی بسیار زیاد از روستاهای اقماری بزرگ شهرستان بویراحمد محسوب می‌شود. دشتروم منطقه‌ای است سردسیری در جنوب یاسوج که با فاصله‌ای حدود 17 کیلومتری در مسیر یاسوج و بابامیدان واقع شده است.

 

گزارش کامل در ادامه مطلب


ادامه مطلب
[ سه شنبه هفدهم تیر 1393 ] [ 12:40 بعد از ظهر ] [ محسن خلق نیک ]
 

روستای منصوراباد دشتروم، از فــــــــراز

   

    پس از گذر از گردنه های متعدد، هنگامه ورود به روستا(شماره 1)، گذرتان از کنار مزارع سرسبز است(شماره 2). همان ابتدا، آرامگاه بزرگانی است که هرآنچه داریم، از یُمن برکت آنها بوده است(شماره 3). چندی بعد، مسجد و بافت قدیمی روستاست. چنانچه بافت قدیمی روستا(شماره 4)، مقصد شما نباشد، چند مسیر برایتان متصور است:  دِه مسیرخانی(شماره 5)، شهرک(بافت جدید روستا)(شماره 6)، دلی باریک(به سمت مراتع سرِدشت و روستاهای دیگر)(شماره 7).

از فراز، کوچک به نظر می آیی و از لطف مردمانش، به بزرگی هرچه تمام تر، جلوه گری می کنی...

 


هر مطلب، تقدیم به یک نفر؛ این مطلب تقدیم می شود به:

  • جلال یاحقی فر :(عمو جلال کاظمی)؛ 

      وقار، آرامش و صداقت، آفناب گرمی است که همیشه در افق نگاهش، به روشنی می درخشد...

     مرد همیشه ی جاده ها... هرکجا هست، خدایش به سلامت دارد...

 


برچسب‌ها: عکس نوشت, عکس روستا, منصورآباد دشتروم, جلال یاحقی فر, عمو جلال
[ جمعه سی ام خرداد 1393 ] [ 7:21 بعد از ظهر ] [ محمدجواد كاظمي ]
میلاد امام مهدی(عج) سفینه نجات و امید حیات، بر عاشقانش مبارک باد.

 آیا میدانید که ولادت حضرت مهدی(عج)در سال ۲۵۵ هجری قمری و ۸۶۹ میلادی بوده است؟ و با این حساب در نیمه شعبان امسال سن امام زمان(عج) به ۱۱۸۰ سال هجری قمری، و ۱۱۴۵ سال هجری شمسی میرسند

 

. چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی..............چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی خلیل آتشین سخن ؛ تبر به دوش بت شکن...............خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی برای ما که خسته ایم نه؛ ولی............................برای عده ای چه خوب شد نیامدی تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام................دوباره صبح؛ ظهر ؛ نه غروب شد نیامدی برای خواندن زندگینامه حضرت مهدی(عج) به ادامه مطالب رجوع کنید.


ادامه مطلب
[ پنجشنبه بیست و دوم خرداد 1393 ] [ 9:12 قبل از ظهر ] [ محسن خلق نیک ]
[ شنبه هفدهم خرداد 1393 ] [ 9:30 قبل از ظهر ] [ محسن خلق نیک ]

غیر آقا ... کسی هَنی حق گی حَردَن نارَه

(غیر آقا... هیچکسی حق گُه خوردن نداره)

 

    چند تن از نوکرهای قوام الملک به خاطر شرارت و بدمستی به دست کُنت(رئیس نظمیه زمان ناصرالدین شاه) دستگیر و جلب شدند. قوام الملک پیشکارش را برای استخلاص فرستاد. چون نتیجه نگرفت به حمایت و بزرگداشت اربابش رو به کُنت نمود و فریاد کشید: « غیر آقا ...»

قند ونمک ، جعفر شهری ،صفحه ۵۰۲

[ چهارشنبه هفتم خرداد 1393 ] [ 10:25 قبل از ظهر ] [ سعادت کاظمی منصورآباد ]
 

داستان گرگ و عامو روُآ

گرگ ها دِ سلَه ،سَلَه دِ گله
(گرگ توی سبده و سبد هم تو گله )
برگرفته از کتاب «ادبیات شفاهی قوم لر» تالیف علیمردان عسگری عالم صفحه ۶۳۹ با دخل و تصرف

          آ برادر بد ندیده ، سر نَه کهکشان فلک رسیده ، یه روز عامو  روُآ سر در پیش بدنبال رزق و روزی از راهی می گذشت . از قضا رهگذری  نیز از ان جاده  عبور می کرد که برای قضای حاجت ، بار و بنه و پوستینش رو کنار جاده گذاشته بود. عامو روُآ که نگاهش به پوستین رهگذر افتاد از این فرصت استفاده کرد و پوستین رو دزدید و رفت ...رَت و رَت تا ای که یوهو  گرگی دِ مینه راش سوز بی .

گرگه سلامی به عامو روُآ کرد و پرسید :
آی عامو ! پوستین خوبئ دِ ورته ، مآرِکِت با . تونی جفتشه سیم  بَدوزی؟ اگه ای کارو بِکی ، هر فرمایشی داشته بوئی ری چَشِم، هام دِ خِدمَتِت .
روُآ وا خوش گُت : آها ..خو هالوئی گیر آردِم  و تونم سرش رو شیره بَمالِم و چند روزی هم خورد و خوراک خوبی بوحورم ، ایسه که بخت و اقبالم از قِبَل ای پوستینه که بیدار بیه  منم دِش استفاده میکم .

روُآ بادی به غبغب ون و گُت:
نه برارزا ! دِ مه دیه گذشته ، جُو سی حلاجی و پوستین دوزی نارم و می حام ای آخر عمری رووم  کنجی بَشینِم و عبادت خدانه بکِم ، بلکم خدا دِ سر تقصیراتم بَگذره.
گرگه که  چشش وه دُم  پوستینکه بی گُت:
تونه اروای خاک مرحوم بوئه ات ، بیا و دلِ مه نَشکه و یه دونه سیم بَدوز، اوسه رو هر کاری دلِ تَه بَکو ، آخه عامو  اگه دلمه بَشکی هنی هم گناه میکی!
روُآ پوستینه دِ ای شونِش ری او شونِش ون و رت ری بَردی نشس و گُت :
ایسه که به اروای خاک بوام قسمم دئی مه ،منه وه ویره بوام ونیه ،نوئونی مرحوم پاپام  چنی پوستین خو می دوخت ، مه اگه لک و لکی میکم شاگرد دسه چهلم  او مرحومم نِموئم . ایسه که قسمم دئی ری چشِم اما برارزا، دردت بجونم، پوستین دوزی ایقه ام آسو نی که فکر میکی ،کلی مواد لازم داره.
گرگه پرسی :چه موادی میحا عاموزا؟
روُآ گُت : کرک و پشم چل بره!
گرگکه دی ای حرف عامو روُآ بشکنی زه و دور خوش چرخی زیه و گُت :

چل بره چاق و چله 
سیت میارم گله گله
نوش جونت گوشت همه
ویشتر میارم چل تا کمه
تو جو بحا کیه که نییه
فقط تو بُو وَدَه کِیه؟

روُآ هم  پوستینکه ره ری گرده اش کَشِس و وا خوشحالی گُت:

هر دوروزی یه دونه 
گوشتش خوراک شُومونه
پوسشو میکم هَمومه
تا پوستین دِر نَمونه
رو زیتری رو شُرو کو
پشت وه دَم و دِرُو کو
دِرُو حوش خدا نی
ایمرو دِ صو جگا نی
دیه رو تو وه سلامت
نه ای وه دوسیات علامت
بین خومو به مونه
یه نُم و یه نشونه
وَدَه مو لونه عاموت
باوه لیوه ات درِ سوت

گرگه نشونی  لونه روُآ ره گرت و رَت . روُآ  هم داستانو سی زینه و بچونش تعریف کرد . دِ او روز وه بعد، گرگکه هر رو  یه بره چاق و چله از گله می دُزی و  میارد  حونه روُآ  می دا و می رَت  و  می پرسی دِ کار پوستینکه چنی مَن نه؟
روُآ  هم می گُت:

چی یی نه منه دِ کار پوستین
تی ریز و بالا هر دو عروسین

تا ای که چل روز رت  و  روز چلم عامو روُآ  وه زن و بچونش گُت :
وَدَه مو وا گرگ ایمرو تموم موئه ،باید نشقه هنی بکشیم تا دِ شر گرگ خلاص بوئیم. روُآ سله ای اماده کرد و دا وه  دس بچونش و گُت روئید دِ نوک ماهور برفه چال منتظر بوئید و خوش هم دِ حونه منتظر گرگکه مَن.

گرگکه روز چلم اوما در حونه روُآ و پرسی : عامو زا پوستینکه آمادا؟
روُآ گُت : حقا که شما گرگا چنی بی صبر و طاقتیت ، پوستین حاضره  رمون تا تی ماهور برفه چال تقدیمت بکم.

رتن و رتن تا نزدیکا برفه چال که رَسِسَن ،گرگ دِ پوستین پُرسِس. روُآ زرده خنه ای کرد و گُت: برارزا حتما دونی که  پوستین دِ ور کردن رسم و رسوماتی داره؟
گرگ گُت: عامو چه رسم و رسومی داره؟
روُآ گت : ایسه سیت موام  . اوسه ری وه بچونش کرد و گت سله ای سیم بیارید. روُآ سله رو تی  گرگ  ون  و گت : برارزا رسمه که قبل اَ ای که پوستین نو دِ ور بکی ، باید ریی دِ مینه سله و چشت رو تا مه نگوتم  وا نکی. 
گرگ همینکه  وه فرمایش روُآ ،چش بسته رت مینه سله ، وا اشاره روآ در سله رو وا بچُو  بَسّن و سله نه، نوک بلندی کوئی بردن که دِ هار او کُو، چوپون و گله ای  بیدن که گرگ بره دشون می دُزی.
روُآ و بچونش سله ره دِ بلندی ری وه هار هل دئین و قارنن که  : گرگ ها دِ سله ، سله دِ گله ، 
  جونم بوئه سیت ،چوپونکم  که وه دُم گرگی بی که دِ ای چل روز بره هاشو می دزی ، رت و گرگ دِ مینه سله ره دل سیر ایقه زه تا مُرد .

[ چهارشنبه هفتم خرداد 1393 ] [ 10:16 قبل از ظهر ] [ سعادت کاظمی منصورآباد ]

[ چهارشنبه هفتم خرداد 1393 ] [ 10:10 قبل از ظهر ] [ سعادت کاظمی منصورآباد ]
دشتروم منطقه ایست سردسیر در جنوب یاسوج با فاصله‌ای حدود ۱۷ کیلومتری در مسیر یاسوج و بابامیدان.

این منطقه محل ییلاق مردم عشایر قاید گیوی (خواجه، آقایی،جليلي، منگونی، گودسرابی، فارسی، اولاد، اولاد علی مومن) بوده که هم اکنون بسیاری از این مردم عشایری را رها کرده و بصورت روستایی در این منطقه سکنی گزیده‌اند و به شغل کشاورزی و باغداری روی آورده‌اند.

دشت روم با قرار گرفتن درحوزه آبریز کوه‌های پازنان دارای رودخانه‌ای است که در فصل بهار تا پاییز دارای آب فراوانی برای کشاورزی است. این منطقه دارای هوای دلپذیری در فصل تابستان می‌باشد که محل مناسبی برای گشت و گذار است. هم اکنون این منطقه تبدیل به کمربندی از باغات سیب وهلو گردیده‌است که یکی از مراکز کشاورزی این استان بحساب می‌آید.

روستاها

  • حسین‌آباد
  • جهان‌آباد
  • تنگاری
  • ریواسی
  • سرگچینه
  • دره کوره
  • هرهرو
  • منصورآباد
  • تلخدان بزرگ
  • امیرآباد بالا
  • امیرآباد میانی (کی محمدخان)
  • امیرآباد پایین (گوسرابی)
  • بردخیاری
  • چشمه پهن ۱
  • چشمه پهن ۲
  • چال بنیو
  • چات باریک
  • گل زردی
  • ده کهنه
  • مور صفا
  • برافتاب

طایفه و تیره

  • اقایی
  • خواجه
  • عبدالهی
  • قایدگیوی
  • گوسرابی
  • فارسی‌ها
  • سادات وقفی
  • اولاد علی مومن
  • باشرانی

گیاهان دارویی و خوراکی

دانه بنه

محصولات کشاورزی

جستارهای وابسته

منابع

[ چهارشنبه هفتم خرداد 1393 ] [ 10:2 قبل از ظهر ] [ سعادت کاظمی منصورآباد ]
به پیرزن گفته بودند:

هر چهار تا پسرت...

گفته بود:

همه فدای یک تار موی حسین(ع)...


السلام علیک یا ام العباس...

السلام علیکِ یا زوجة وصی رسول الله

السلام علیکِ یا عزیزة الزهراء...

السلام علیک یا ام البنین...

در شایستگی و مقام تو، همین بس که همسر امیر مومنان بودی و هم عزیز زهرا(س).

و درود بر مادری که فرزندانش، در طوفان کربلا، جملگی سپر جان شدند برای حضرت عشق...


برچسب‌ها: حضرت ام البنین, ام العباس, مادر چهار شهید و همسر معصوم
[ سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393 ] [ 0:11 قبل از ظهر ] [ محمدجواد كاظمي ]

تقدیم به حضرت بهشت


بـــــــاران بهانه ای بود برای با هم بودن

که تا انتهای کوچه را، 

در زیر چتــــــر،

همــــــــراه تو باشم...

کــــــااااااش نه بــــــــاران تمامی داشت، نه کوچـــــــه...

[ یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1392 ] [ 10:4 بعد از ظهر ] [ محمدجواد كاظمي ]

تقدیم به حسن عزیز ؛

در دلتنگی نگاه هایی که نیستند... 


به یاد تک تک رفته گان...

 1) رشد و تعالی همیشه به حرکت علی الدوام و خسته کننده نیست 

که گاه رشد و سعادت، در نشستن است

در ایستادن است و

در توقف... !!

 

2) در تعالی وجود، گاه باید خود را رها کرد و مصروف غیر شد

باید از خود زد و به حساب دیگران ریخت

چه بسا که ... نه ... نه... به قطع که ایگونه موجودی تو بیشتر هم خواهد شد....

 

3) امسال هم رو به اتمام و حساب مان اما شاید که ته کشیده، 

شاید متضرر شده و خسارت دیده باشیم

وجودمان را می گویم...

و هر کس بهتر به وضع و حالش مطلع است...

 

4) مناسبت آخر امسال، فرصت گرانقدری است

ایام فاطمیه اول و 

البته پنج شنبه آخر سال...

 

5) یادمان نرفته

فراموشمان نخواهد نشد

خوبی، مهربانی و بزرگی اموات_بخوانید احیاءُ عند ربهم-

 

6) به هر حال...

گاه برای رشد بذر وجودمان

لحظاتی هم اگر شده

باید توقف کرد

و اندکی ایستاد  

در همین حوالی

همین آرامگاه روستا

تا که قدری به یمن آنها،

بر حساب وجود خودمان(!) بیفزاییم...

از حیاتشان، مگر کم بهره برده ایم که مماتشان برایمان برکت نباشد!!

اگر این گونه نیست، بی شک اشکال از خود ماست و

لاجرم باید فکری به حال خودمان کنیم....


پیشنهاد :مطالب و عکس نوشت های مرتبط با موضوع مذکور را در دیگر صفحات همین وبلاگ  از  اینجا و  اینجا  ببینید.

ضمناْ از اینجا نیز می توانید روایات مرتبطی را ملاحظه فرمایید.


برچسب‌ها: اموات, قبرستان, آخرین روزهای سال, فاطمیه
[ شنبه هفدهم اسفند 1392 ] [ 4:26 بعد از ظهر ] [ محمدجواد كاظمي ]
یه لره میشه دکتر ملک حسینی تنها پزشک جراح پیوند کبد درآسیا.

میشه قیصر امین پور شاعر بزرگ ایرانی.

میشه احسان کامرانی مخترع قرنیه مصنوعی چشم.

میشه حسین پناهی که درخاطره همه ایرانیان تا ابد باقی می ماند.

و...._( در ادامه مطلب ببینید )

 و یه روز همه ی اینان میشوند سوژه خنده "هم وطنان خودشون"

به امید روزی که به همدیگر درهر پوشش وقومیت ومذهبی احترام بگذاریم.


ادامه مطلب
[ یکشنبه یازدهم اسفند 1392 ] [ 12:17 بعد از ظهر ] [ سعادت کاظم زاده ]
به نام خدای بزرگ

ﭘﺴﺮ 16 ﺳﺎﻟﻪ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﻣﺎﻣﺎﻥﺑﺮﺍﯼﺗﻮﻟﺪ18 ﺳﺎﻟﮕﯿﻢ چی کادو ﻣﯿﮕﯿﺮﯼ؟

ﻣﺎﺩﺭ: ﭘﺴﺮﻡ ﻫﻨﻮﺯ ﺧﯿﻠﯽ ﻣﻮﻧﺪﻩ
ﭘﺴﺮ 17ﺳﺎﻟﻪ ﺷﺪ. ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺣﺎﻟﺶ ﺑﺪ ﺷﺪ،ﻣﺎﺩﺭ ﺍﻭ ﺭﺍﺑﻪ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﺩﺍﺩ،ﺩﮐﺘﺮﮔﻔﺖﭘﺴﺮﺕﺑﯿﻤﺎﺭی قلبی ﺩﺍﺭﻩ .
ﭘﺴﺮ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﻣﺎمان ﻣﻦﻣﯿﻤﯿﺮﻡ ...؟ ! ﻣﺎﺩﺭ ﻓﻘﻂ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩ .
ﭘﺴﺮ ﺗﺤﺖ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺑﻮﺩ، ﻫﻤﮥ ﻓﺎﻣﯿﻞ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮﻟﺪ 18 ﺳﺎﻟﮕﯽِ ﺍﺵ ﺗﺪﺍﺭﮎ ﺩﯾﺪﻧﺪ
ﻭﻗﺘﯽ ﭘﺴﺮ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺁﻣﺪ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻧﺎﻣﻪ ﺍﯼ ﮐﻪﺭﻭﯼ ﺗﺨﺘﺶ ﺑﻮﺩ ﺷﺪ ...
ﭘﺴﺮﻡ ؛ 
ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻦ ﻧﺎﻣﻪ ﺭﺍ ﻣﯿﺨﻮﺍﻧﯽﯾﻌﻨﯽ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﻋﺎﻟﯽ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺷﺪﻩ
ﯾﺎﺩﺗﻪ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﭘﺮﺳﯿﺪﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮﻟﺪﺕ ﭼﯽ ﮐﺎﺩﻭﻣﯿﺨﻮﺍﯼ؟
ﻭ ﻣﻦ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﺴﺘﻢ ﭼﻪ ﺟﻮﺍﺑﯽ ﺑﺪﻡ !
ﻣﻦ ﻗﻠﺒﻢ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺩﺍﺩﻡ،ﺍﺯﺵ ﻣﺮﺍﻗﺒﺖ ﮐﻦﻭ ﺗﻮﻟﺪﺕ ﻣﺒﺎﺭﮎ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﺗﻮ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﺍﺯ ﻗﻠﺐِ ﻣﺎﺩﺭﻭ ﻋﺸﻘﺶ ﻧﯿﺴﺖ

 

آبروى اهل دل از خاك پاى مادر است
هر چه دارند این جماعت از دعاى مادر است
آن بهشتى را كه قرآن مى كند توصیف آن
صاحب قرآن بگفتا زیر پاى مادر است


[ دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1392 ] [ 11:2 قبل از ظهر ] [ محسن خلق نیک ]
ماه بهمن-دهه فجرـ۲۲بهمن و...

کلماتی پر از خاطره...باالاخص خاطرات دوران کودکی ومدرسه...

گل کاری کلاسهای مدسه * نقاشی های مربوط به۲۲بهمنی که به دیوارهای کلاسها نقش می بستند * تئاترهایی که درمدرسه اجرا میشد * شب۲۲بهمن وشعله های پرشور وگداز آتش وهزار حرف دیگر....همه از تصاویری است که در این ایام در ذهنمان تداعی می شود...

۲۲بهمن:

روز پیروزی انقلاب اسلامی...

روزتولد بعضیا...

روزی که خیابانها و کوچه پس کوچه های روستامون با ته مانده هایی از آتش بازی های شب گذشته نشانگر شور و نشاط شب پیروزی انقلاب بوده...(هرچند اخیرا گوشه وکنار این آتش بازی ها به بلندای گردراز و کوه پازنان هم رسیده... )

آری دهه فجر خاطراتش بیاد ماندنی است!

حال.شما خواننده عزیز بگویید از خاطرات۲۲بهمنی تان....

 

[ پنجشنبه هفدهم بهمن 1392 ] [ 9:48 بعد از ظهر ] [ سعادت کاظم زاده ]
[ شنبه بیست و هشتم دی 1392 ] [ 11:13 قبل از ظهر ] [ محسن خلق نیک ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

منصورآباد دشتروم،‌ نام روستايي است در حدود 20كيلومتري ياسوج،. منطقه اي كوهستاني در مجاورت كوه پازنان با آب و هوايي سرد. پيش از اين،‌ در نزد اهالي، سرخمزان خوانده مي شد. فرواني چشمه و آب،‌ به قدري بوده كه گويي بر سر آب خيزان مي شده است (سر آب خيزان).
مردماني دارد اهل خدا و باصفا. امرار معاش شان اگر از كشاورزي نباشد،‌ ياسوج مشغول به فعاليت اند.
راه آسفالته،آب،‌برق،‌تلفن،‌گاز،‌مدرسه ابتدايي و راهنمايي،كتابخانه،مسجد،‌خانه عالم و... از جمله امكانات اينجاست.
#اخيرأ‌ دهیاري منصور‌آباد‌ دشتروم، با همكاري مردم روستا، از میان 25 هزار و 700 دهیار کشور در جمع 11 دهیار برتر قرار گرفت، كه بيش از اينها،‌ شايسته ي مردمان اينجاست.
---------------------------------------------
این وبلاگ در جهت ایجاد مکانی مجازی برای بیشتر باهم بودن اهالی روستای منصور آباد و تمامی کسانی که به آن وابستگی دارند ایجاد شده تا بیش تر بشناسیم روستایمان را -بهترینمان را. و اینگونه زمان در چنگ بگیرینم و گاهی نفسی بگیریم از کودکی هایمان.
هر کسی از اهالی روستا قصد هم کاری با ما رو داره میتونه اعلام کنه تا با گرفتن کد کاربری و رمز ورود با اسم خودش بتونه مطالبشو اینجا بذاره.
---------------------------------------------
استفاده از محتواي وبلاگ،‌منوط به ذكر منبع آن، ‌بلامانع است.
---------------------------------------------
دوستان نویسنده ی وبلاگ سلام وخسته نباشید.انصافا از همگی تشکر ویژه دارم.
جهت مدیریت بهتر وبلاگ ذکر چند نکته ضروری است
1-دوستان لطف کنید هیچ نظری را تایید نکنید. تایید نظرات به عهده ی بنده می باشد.در صورت نیاز اگر مخاطب نظر یکی از دیگر نویسندگان باشد شخصا به وی اطلاع خواهم داد تا خود مخاطب نظر تایید یا رد و یا حذف نظر کند
2-هر نویسنده در هر هفته فقط حق گذاشتن دو مطلب را دارد.
3-دوستان توجه کنید که مطالب مناسبتی مثل تبریک اعیاد و...کوتاه باشد. این مطالب بعد از دو هفته توسط بنده حذف خواهد شد مگر در موارد خاص!
4-با توجه به حساسیت کار دوستان تمامی جنبه های احترام به اهالی روستا را نگه دارند.دوستان توجه کنند که اهمیت وارزش کار و سوق به یک سایت همدل نسبت به افزایش بازدید و یا چالشی بودن در اولویت ومرتبه ی بالاتری قرار دارد.
5-دوستان عزیز لطف کنید بدون هماهنگی با بنده اقدام به تعویض قالب وبلاگ و یا گذاشتن هر نوع کدی بر روی وبلاگ نکنند
6-از این به بعد مطالب بلند حتما به صورت ادامه مطلبی گذاشته شوند تا ازدید از سایت راحت تر صورت پذیرد
در پایان از همه دوستان تشکرو قدردانی مجدد می کنم..
لینک های مفید
امکانات وب